شنیدین میگن طرف داشت خون گریه میکرد؟ من خیلی شنیدم ولی تا حالا ندیده بودم کسی خون گریه کنه. اما دیشب خودمو دیدم که داشتم خون گریه میکردم. مریض بودم و هیچکس حواسش بهم نبود. هی میگفتم من حالم خوب نیست ولی انگار نا مرئی شده بودم هیچکس نمیدیدتم. اینقدر ضعیف شده بودم که یه گوشه افتادم رو زمین و به بقیه که بدون توجه به من داشتن کارشونو انجام میدادن نگاه کردم. مامان ، خواهرام ، دوستام ، هیچکدوم انگار منو نمیدیدن. یه هو دیدم گونه هام گرم شد و اشکای سرخ رو گونه هام جاری شد. داشتم خون گریه میکردم و به وضوح اینو احساس کردم. چه قدر بی کس و نا امید بودم. لباسای سفیدم رو اشکای خونیم قرمز کرده و بود من همچنان داشتم خون گریه میکردم....
البته خواب بود ولی خیلی واقعی و ملموس بود. وقتی از خواب بیدار شدم دیدم چشام خیسه !
ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 4