وقتی چهارتامون دور هم جمع شدیم ، اول تصمیم گرفتیم فیلم ببینیم. که فیلم دلخواه پیدا نشد و به جاش کارتون تماشا کردیم: D
بعد کلی رقص و مسخره بازی ، تصمیم گرفتیم اسم فامیل بازی کنیم. خیلی جالب بود . این بازی منشا پیدایش رنگ های جدید، کشورهای جدید ، غذا های جدید ، ماشین ها ، حیوانات ، میوه ها و شهر های جدیده. اخرای بازی تو تاریکی برگذار شد چون یکی از دخترا خابیده بود و نمیخاستیم مزاحمش بشیم. و بعد هم اسم نقطه بازی کردیم . وقتی نور گوشی افتاد رو سقف و سایه های وحشتناکمون رو دیدیم ، تصمیم گرفتیم سایه بازی رو هم امتحان کنیم و با این فکر که ساعت 2 نصف شب هیچکس نمیاد ویدیوی لایو ما رو ببینه ، لایو ویو گرفتیم :D همه دیدن :|
شاید یکم دیونه باری بود و هیچ معنی نداشت ، ولی خب گاهی لازمه بدون فکر یه کاری رو انجام بدی که نتیجه ی خاصی نداره . صرفا بخاطر اینکه دلت باهاش خوش باشه و بخندی. حتی اگه دیگران فکر کنن دیونه ای . گاهی باید عقل رو کنار گذاشت و پابه پای دیونه بازی های دل جلو رفت ؛)
و بعد رفتیم طبقه چهار و از اون بالا پایینو نگاه کردیم . ماه و ستاره ها خیلی خوشگل بودن.
اخر سو هم رفتیم سالن مطالعه و چون از گشنگی رو به موت بودیم ، نون و پنیر خوردیم و تصمیم بر این شد که بریم بخوابیم: )
پ.ن: هم اتاقیم که بدبختانه تخت بالایی من هم هست ، خر و پف میکنه: | با اینکه صداش زیاد نیست ولی خیلی رو مخه:|
شاهزاده برفی...ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5