دونه ی 157 ام

خرید بک لینک

اجبار  ، چیزی که یه بار شاهدش بودم ،تو مهم ترین اتفاق زندگی مهم ترین ادم زندگیم. 

و ترس از تکرار دوباره ی این اجبار ، تو مهم ترین اتفاق زندگی خودم. و هر چه قدر زمان این اتفاق نزدیک تر میشه، ترس من هم بیشتر میشه. ترسی که این همه مدت مانع خیلی از چیزایی شده که باید تجربه میکردم.

 و الان مثل یه کرم که دور خودش پیله بسته ، هیچی نمیبینم.  و دردناک ترین بخشش اینه که ، هیچوقت پروانه نخواهم شد.  اخر سر به دست یه نفر از پیله بیرون میام و وارد یه زندان جدید میشم. یه شیشه که توش حبسم کرده یا یه صفحه ی سفید که روش خشک شدم . 

شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: شنبه 9 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:01

صفحه بندی