شنبه ها و دوشنبه ها برناممون خیلی بده . سه تا کلاس عملی پشت سر هم: (((( بسکتبال که اونقدر میدویم و شوت و پاس میندازیم که جنازمون میمونه. بعد میریم ژیمناستیک . حالا فکر کنید یه عده ادم 20 ساله بدون انعطاف بخوان پاهاشونو 180 درجه باز کنن. حرکت پل بزنن. غلط رو به جلو و غلط رو به عقب و انواع پرش و چرخ و فلک و بالانس!!!! خیییلی سخته خیلی. چون دیگه هیچکس هیچ انعطافی نداره. بعدشم بدمینتون: | تو بدمینتون خیلی وضعم خرابه خیلی نمیدونم چرا. اصلا توپ رو نمیبینم. همش راکتو دور خودم میچرخونم توپم واسه خودش این ور و اون ور میره. اصلا اعصاب نمیزاره برام. ولی خب تو تنیس خوبم. و بسکتبال هم خوبه و ژیمناستیک بد نیست فقط باید خیلی تمرین کنم. تئوری ها هم که: |
دیروز به مناسبت روز مهندس یه جشن گرفته بودن. البته با 10 رود تاخیر. ماهم که خودمونو مهندسین بدن میدونیم ، لازم دونستیم تو این جشن حضور داشته باشیم:D
جشن خوبی بود کلی خندیدیم جای دوستان خالی.
شنبه شب بارون میبارید. منم خسته از تمرین با یه سر درد وحشتناک و موهای خیس داشتم کتاب میخوندم دوستم گفت بریم بیرون بارون میباره. خلاصه لباس پوشیدیم و رفتیم. سه تا دیونه تو حیاط خوابگاه: )))) اواز میخوندیم و میخندیدم. شب خوبی بود خوش گذشت. فردا هم که اخرین روز دانشگاهه و اگه خدا بخواد دیگه میریم که یه ماه دیگه برگردیم ؛)
هوا سرده ولی خوبه. بهاریه. وقتی هم بارون میباره قشنگ تر میشه. این روزا حالم خوبه. این روزا رو دوست دارم. با همه سختی هایی که هست و با همه ناله ها و نا امیدی هایی که گاهی میاد سراغم ، ولی بازم بلند میشم و به همه چی میخندم. اینجوری زندگی کردن خوبه. دوستش دارم
شاهزاده برفی...ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2